تبلیغات
A.W.Surveys - Get Paid to Review Websites! ✒ Korean Stories Critics ✒ - معرفی کتاب _ داستان خرس های پاندا
تاریخ : شنبه 16 آذر 1392 | 19:00 | نویسنده : MomSon
درووود ... خوفید ؟؟خوفیم 
تشریف آوردم با یک کتاب دیگر ... البته نمایشنامه ست .... ولی کتابه دیگه 
اسم این کتاب هست :
داستان خرس های پاندا : به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد
بعله این اسم کتاب بود
بفرمایید ادمه 
داستان خرس های پاندا

نام کتاب : داستان خرس های پاندا : به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد


نویسنده: ماتئی ویسینی یک


مترجم: تینوش نظم جو


داستان در مورد مردیه که صبح از خواب بلند میشه و دختری رو کنار خودش میبینه . هیچ چیز از شب قبل به خاطر نداره و حتی اون دختر رو هم نمیشناسه ولی به خاطر یه شیفتگی ناگهانی از اون دختر ازش درخواست میکنه که دختر به مدت 9  روز پیشش بمونه . دختر به این شرط قبول میکنه که بعد از 9 روز پسر هیـــــــــچ سراغی ازش نگیره . و این کتاب روایت 9 شب این دو نفره .


موقعی که خوندن کتاب به پایان میرسه شاید اصلا متوجه نشید چی شد ؟ چرا این دختر اومد ؟ کی بود اصلا ؟ از کجا اومد ؟ ولی این نمایشنامه اینقدر قشنگ نوشته شده که همین خوندنشم براتون کافیه . اینقد عشق ناگهانی این ساکسیفونیست توی جمله هاش قشنگ بیان شده که دلتون میخواد صدبار دیگه هم بخونیدش .


یه تیکه از داستان رو میذارم قشنگ حس کنین :


شب دوم


[ در سایه روشن. شاید پس از معاشقه. پشت به پشت هم روی زمین نشسته اند و سرهای شان را به هم تکیه داده اند. زن انگور می خورد. مرد سیگاری خاموش بر لب دارد و فندکی بر دست.]

 

زن    بگو آ.

مرد   آ.

زن    مهربون تر، آ.

مرد   آ.

زن    آهسته تر، آ.

مرد   آ.

زن    من یه آی لطیف تر می خوام، آ.

مرد   آ.

زن    با صدای بلند اما لطیف، آ.

مرد   آ.

زن    بگو آ، یه جوری که انگار می خوای بهم بگی دوستم داری.

مرد   آ.

زن    بگو آ، یه جوری که انگار می خوای بهم بگی هرگز فراموشم نمی کنی.

مرد   آ.

زن    بگو آ، یه جوری که انگار می خوای بهم بگی خوشگلم.

مرد   آ.

زن    بگو آ، یه جوری که انگار می خوای اعتراف کنی خیلی خری.

مرد   آ.

زن    بگو آ، یه جوری که انگار می خوای بگی برام می میری.

مرد   آ.

زن    بگو آ، یه جوری که انگار می خوای بهم بگی بمون.

مرد   آ.

زن    بگو آ، یه جوری که انگار می خوای بهم بگی لباسات رو درآر.

مرد   آ.

زن    بگو آ، یه جوری که انگار می خوای ازم بپرسی چرا دیر اومدی.

مرد   آ ؟

زن    بگو آ، مثل این که بخوای بهم بگی سلام.

مرد   آ.

زن    بگو آ، مثل این که بخوای بهم بگی خداحافظ.

مرد   آ.

زن    بگو آ، مثل این که ازم بخوای یه چیزی برات بیارم.

مرد   آ.

زن    بگو آ،

مرد   آ.

 

. . .

 

زن    آهان. بگو آ، انگار که می خوای یه چیز خیلی مهم بهم بگی.

مرد   آ.

زن    بگو آ، انگار که بخوای بهم بگی که دیگه ازت نخوام بگی آ.

مرد   آ.

زن    بگو آ، انگار که می خوای بگی فقط با آ حرف زدن خیلی عالیه.

مرد   آ.

زن    ازم بخواه که بگم آ.

مرد   آ.

زن    ازم بخواه که یه آی لطیف بگم.

مرد   آ.

زن    ازم بخواه که که آهسته یه آی لطیف بگم.

مرد   آ.

زن    ازم بپرس همون قدر که دوستم داری، دوستت دارم؟

مرد   آ ؟

زن    بهم بگو که دارم دیوونت می کنم.

مرد   آ.

زن    و این که دیگه حوصله ت سر رفته.

مرد   آ.

زن    خب، من قهوه می خوام؟

مرد   آ ؟

زن    معلومه که می خوام.

       [ مرد بلند می شود و برای زن قهوه می ریزد.]

مرد   آ ؟

زن    آره یه قند کوچولو، مرسی.

مرد   [ پاکت سیگارش را به سوی او می گیرد.] آ ؟

زن    نه خودم دارم.

       [  زن پاکت سیگارش را در می آورد و سیگاری از آن بیرون می کشد.]

مرد   [  فندکش را را به سوی او می گیرد.] آ ؟

زن    فعلا نه، مرسی.

مرد   آ؟

زن    نمی دونم... شاید... ترجیح می دم امشب خونه غذا بخوریم.

مرد   آ.

زن    باشه، ولی آخه سسش رو داریم؟

مرد   آ.

زن    پس بریم بیرون.

مرد   آ.

زن    پس همین جا بمونیم.

مرد   آ...

زن    بیا این جا...

مرد   آ...

زن    تو چشام نگاه کن.

مرد   آ.

زن    تو دلت یه آ بگو.

مرد   ...

زن    مهربون تر.

مرد   ...

زن    بلند تر و واضح تر،برای این که بتونم بگیرمش.

مرد   ...

زن    حالا یه آ تو دلت بگو، انگار که می خوای بهم بگی دوستم داری.

مرد   ...

زن    یه بار دیگه.

مرد   ...

زن    یه آ تو دلت بگو، انگار می خوای بهم بگی هیچ وقت فراموشم نمی کنی...

مرد   ...

زن    یه آ تو دلت بگو، انگار می خوای بگی خوشگلم.

مرد   ...

زن    حالا می خوام یه چیزی ازت بپرسم... یه چیز خیلی مهم... و می خوام تو دلت بهم جواب بدی. آماده ای؟

مرد   ...

زن    آ ؟

مرد   ...

زن    ...

مرد   ...

 


 


امیدوارم موثر واقع شده باشم تا درودی دیگرد ....




طبقه بندی: نیم نگاهی به برترین داستان های تاریخ،
برچسب ها: معرفی کتاب،