تبلیغات
A.W.Surveys - Get Paid to Review Websites! ✒ Korean Stories Critics ✒ - معرفی کتاب _ عطر سنبل،عطر کاج
تاریخ : چهارشنبه 27 آذر 1392 | 21:14 | نویسنده : MomSon

درود دوستان ^^
شب خوش ...
اولندش بسیار عذر میخوام دیروز نتم مشکل دار بود و به سختی الان رسوندم خودمو ،شرمنده :| 
اما امشب با یه معرفی دیگه اومدم و در ادامه ... میتونید معرفی کتاب" عطر سنبل، عطر کاج"  رو مطالعه بفرمایین 


عنوان کتاب : عطر سنبل، عطر کاج ( FUNNY IN FARSI )
نویسنده: فیروزه جزایری دوما
مترجم: محمد سلیمانی‌نیا
ناشر: نشر قصه
تعداد صفحات: 192
چاپ: اول، 1384

اصل داستان خاطرات نویسنده ایرانی الاصل (خوزستانی) خانم فیروزه جزایری دوما، ساکن آمریکاست ،
 که پدرشون تو آبادان مهندس شرکت نفت بوده و بعدها اتفاقاتی میفته که بخاطر کار به آمریکا مهاجرت
 میکنند و ادامه ی زندگیشون رو تو یه کشور غریب اون سر دنیا میگذرونند ...
 نویسنده با کمی طنز و در کمال سادگی کلام روال مهاجرت به یه کشور غریب رو شرح میده و مشکلات
 و سوء تفاهم های ناشی از تفاوت فرهنگ ها ، زبان و آداب و رسوم . در کنار این ها از فرهنگ ایران میگه
 و خاطرات خودش و خانوادش از روزهای اقامتشون در ایران ... کتاب بسیار روان و جذاب نوشته شده ، تا
 بحال بسیار پرفروش و قابل توجه بوده و توصیه میکنم بخوندیدش! 
 بامزس که اینبار مزایا معایب و دغدغه های ریز و درشت" ایرانی بودن" رو از دید یه کودک ، نوجوون و یه
 بزرگسال درو از وطن ببینید.

جسته و گریخته از متن کتاب :
" توی فامیل ما مدت اقامت با واحد فصل شمرده می‌شد. کسی به خودش زحمت نمی‌داد نصف کره زمین
 را طی کند تا فقط ماه دسامبر را بماند. می‌ماند و بهار کالیفرنیا، مراسم فارغ‌التحصیلی بچه‌ها در تابستان،
 و جشن هالووین را می‌دید. مهم نبود که خانه برای خود ما هم به زحمت جا داشت."

" پدر و مادر حالا سی سال است که در آمریکا زندگی می‌کنند، و انگلیسی‌شان تا حدی پیشرفت کرده، اما
 نه آنقدرها که می‌شد امیدوار بود. تمام تقصیرها به گردن آنها نیست، واقعیت این است که انگلیسی زبان
 گیج‌کننده‌ای است. وقتی پدر از دخترِ دوستش تعریف کرد و او را homely نامید، منظورش این بود که کدبانوی
 خوبی می‌شود.وقتی از رانندگان Horny گلایه می‌کرد، می‌خواست بگوید زیاد بوق می‌زنند. و برای پدر و مادر
 هنوز قابل درک نیست چرا نوجوان‌ها می‌خواهند cool باشند برای اینکه hot محسوب شوند."
(منم بچه بودم این مورد آخر همیشه برام سوال بود !)

 "قبل از اینکه با فرانسوا ازدواج کنم، به او گفتم تیر و طایفه‌ام هم سرِ جهازم است ...
 بدون خویشانم من یک رشته نخ هستم؛ با همدیگر، یک فرش ایرانی رنگارنگ و پر نقش و نگار می‌سازیم."

 تصور میکنم متن کتاب تا حدودی تونسته وسوسه لازم برای تهیه و مطالعه اش رو در وجودتون به وجود بیاره  ...
و امیدوارم توصیه ی کتابم مفید و جالب انگیز بوده باشه و از خوندنش لذت ببرین :)



طبقه بندی: نیم نگاهی به برترین داستان های تاریخ،