تبلیغات
A.W.Surveys - Get Paid to Review Websites! ✒ Korean Stories Critics ✒ - معرفی کتاب _ صد سال تنهایی
تاریخ : جمعه 20 دی 1392 | 16:41 | نویسنده : MomSon
سلام ، مهرنیک هستم ... خوبـــین ؟؟؟ 
عاغا من پریروز کتاب صد سال تنهایی ، گابریل گارسیا مارکز رو خوندم (در همین بحبوحه امتحانا و تحویل پروژه ها :||) 
اومدم معرفیش کنم مطالعه کنین ، امید است که شمام مث من خوشتون بیاد  



صد سال تنهایی (به اسپانیاییCien años de soledad) نام رمانی به زبان اسپانیایی نوشته
 گابریل گارسیا مارکز که چاپ نخست آن در سال ۱۹۶۷ در آرژانتین با تیراژ ۸۰۰۰ نسخه منتشر شد.
(جایزه ی نوبل هم بردهههه ^^! )
تنها ترجمه ای که از زبان اصلی اثر (اسپانیایی) در ایران منتشر شده به آقای کیومرث پارسایی
 انتشارات آریابان تعلق داره ، کتابی که من خریدم ترجمه بیتا حکیمی بود که من کاملا" ازش 
راضی بودم ... و تذکر میدم که ممکنه اوایل خسته بشید از پیچیدگی ها ولی حتما" کتاب رو تموم
 کنید چون تا تمومش نکنین آسوده خاطر نمیشین و طوفانی که تو ذهنتون راه افتاده از حرکت باز
 نمی ایسته !!!! باور کنین ...

داستان روایت تنهایی و سرگشتگی خانواده ی بوئندیا  رو در 6 نسل به صورتی جادویی و در عین حال
 واقعی شرح میده .
"خوزه آرکادئو بوئندیا " و همسرش "اورسلا ایگواران" زوج جوونی هستند که با دوستان جوانشون از تمام
 خویشاوندانشوندل میکنند و بعد از طی مسافتی طولانی دهکده ای به نام "ماکوندو" تاسیس میکنند ،
خوزه آرکادئو بوئندیا مردی ماجراجو بوده که با ورود کولی ها به شهر به شدت علاقه مند به علم و جادو و 
وقایع خارق العاده خارج از ماکوندو میشه و تمام وقتش رو در کارگاه کیمیاگریش به مطالعه و تحقیق و
 آزمایش میگذرونه، ویژگی که تقریبا" یکی در میان در بین همه پسران این خانواده تکرار میشه و باعث
 میشه از جامعه و دنیای معمولی خودشون رو جدا بدونند، اونها اسم پسرانشون رو "خوزه آرکادئو" و
 "اورلیانو" میذارن و به مدت 100 سال این اسم ها روی تمام بچه های بچه های اونها گذاشته میشه
 که باعث میشه در تمام کتاب این دو اسم تکرار بشه و شما مجبور میشید مدام با مراجعه به شجره نامه
 اول کتاب بفهمید کی بچه کی بود ...
جالبیش اونجاس که 17 تا از پسرای سرهنگ اورلیانو بوئندیا هم به اسم اورلیانو.... نامگذاری میشن 
 بهله :|

داستان از زبان سوم شخص روایت میشه و سبکش رئالیسم جادوییه ... یه دنیای وهم آلود و پر از شگفتی رو 
تصویر میکنه در یه زندگی عادی روستایی یه خانواده ... 
پسری که همیشه پروانه های زرود رنگ دورش جمع میشدند ، اورلیانو هایی که شبیه به هم بودند و وقایع 
بهشون الهام میشد و خوزه آرکادئوهایی که بی تاب ماجراجویی هایی بزرگ و کله شقی بودند و دخترهای
 سرسختی که گرفتار عشق بودند و ازش بیزار!! پیشگوها ، کولی ها ، جسدهای زنده و فراموش شده  و و و ...
من به شخصه از شخصیت اورسلا ایگواران خوشم اومد متفاوت ترین زن خانواده ی بوئندیا ، محکم ، عاقل ،
 پر انرژی و فهمیده کلا" ویژگیهایی رو داشت که بقیه اعضای خانواده تا یه قرن بعد ازش بی بهره بودن :||| 
کتاب پایان زیبایی دارهبه خصوص آخرین جملاتش رو خیلی دوست میداریم...

در پایان ،نکته ی حائز اهمیت اینکه فرگل جون قبلا" زحمت کشیده درمعرفی آثار مارکز این کتاب رو برای
 دانلود گذاشته ،به اون پست هم به سری بزنین توضیحات خوبی درباره ی نویسنده و بقیه ی آثارش داده شده . 
ببخشید که اینقدر طولانیه معرفیام :|
از همه تون متشکرم



طبقه بندی: نیم نگاهی به برترین داستان های تاریخ،