تبلیغات
A.W.Surveys - Get Paid to Review Websites! ✒ Korean Stories Critics ✒ - نقد پارت دوم داستان settlements
تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1392 | 15:45 | نویسنده : AysodA
با درود و صد سلام!!!
دارین با درس دست و پنجه نرم میكنین دیه نه؟؟تسلیت
اینم نقد پارت دوم داستان settlements كه مریم جون زحمت كشید و پارت دومشو به من داد كه براتون نقد كنم:)
بعدشم كه مثه همیشه شیرجه بزنید و نظرات وشما هم بشین منتقد نقد ما!                              

مدام طول دفتر  و می رفت و میومد ،مین روی مبل لم داده بود و دیگه کلافه شده بود:

-بابا اقلا بیا بشین

-خوبه

-من سرگیجه گرفتم

-به جهنم

بلند شد شونه هاشو گرفت و به زور نشوندش رو مبل

-براتون خوب نیست

- گاهی وقتا میخوام یه تیر خالی کنم تو مغزت ولی میگم حیف تیر

-حالا این پرونده هارو برای چی میخواین  فک می کنین میتونید خرابکاری هاشونو ثابت کنید

-امیدوارم،بالاخره یکی باید گند کاری های اونا رو رو کنه

- میخوای اونارو رسوا کنی یا انتقام بگیری

- هر دو

-مین:ولی نگفتی چی شد که این جوری شد

کوسن های روی مبل پرت کرد و مینم تو هوا گرفتش

-نانا:باز تو کاری که تو مربوط نیست دخالت کردی؟؟؟

-باز خشن شدید

-تو کار و زندگی نداری؟؟ همش ور دل من غر غر می کنی پاشو برو واحدا رو چک کن از 120تا واحد هم گزارش مکتوب می نویسی شبم به من تحویل میدی

-خانم...

-خانم و درد بی درمون برو دیگه

- د بذار حرفمو بزنم ...

-خدایا چه گناهی به درگاهت کردم اینو نصیبم کردی

-بابا مراقب خودتون باشید نیم ساعت دیگه قرصتو نو بخورید بای

در و بست  رفت

-از دست این بچه

مشغول خوندن ادامه پرونده شد و این که چه جوری می تونست ثابت کنه که اونا همشون مجرمن

حدودای ساعت 5 بود که در دفترش باز شد

-گزارشاتو نوشتی؟؟

-بله.ساعت پنجه  نمیخواین برید خونه؟؟

-چرا اتفاقا خسته ام

-پائین منتظرتونم

-باشه

پرونده ها و کیفشو برداشت و از دفتر خارج شد مثل همیشه درو براش باز کرد و مثل همیشه که ناراحت میشد کم حرف شده بود

-مین؟؟

-بله خانم؟؟

-جدی جدی از 120تا واحد بازدید کردی؟؟

-خیلی عجیبه؟؟

-خیلی خری

-واقعا خرم

-خوشم میاد خودتم میدونی

- خوب حالا تو این واحدا چه خبر بود؟؟

-دستگاه  های واحدای 10 و 12 تعمیر نیاز داشتن گفتم فردا تعمیر کار بیارن یکی از قطعای واحد 120هم باید عوض بشه تقاضاشو گذاشتم رو میزتون فردا امضاش کنید کاراشو انجام میدم

-خوبه تو هستی وگر نه من از هیچ کدوم از این چیزا سر درنمیاوردم....مین نگفتی که چرا میخوای ازش انتقام بگیری

-ــــــــــ

-باشه نگو ولی یه روزی باید بهم بگی

-باشه

- رسیدیم خانم

تا رسیدن یکی از محافظا اومد جلو تعظیمی کرد

-خانم جیکوب منتظرتونن

-مین ماشینو بده پارک کنه تو باهام بیا

-چشم خانم

هر دو به طرف سالن پذیرایی نسبتا بزرگی رفتن تا رسیدن جیکوب از جاش بلند شد و نگاه عاقل اندر سفیهی به مین کرد و با نانا دست داد

-دو تا از اون پرونده ها رو جور کردم اما اون یکی پول خیلی زیادی میخواد

-مشکلی نیست

-فقط مشکل این نیست میگه من اگه پرونده رو بدم به شما جونم در خطره

-نانا:جیکوب این چیزا وظیفه ی تویه نه من

- اما خانم...

-مین:شمارشو بده به من خودم باهاش تماس میگیرم

-تو نمیخواد کار منو گردن بگیری

-مین:این جوری که معلومه حتی نمیتونی اعتماد افراد خودتو جلب کنی کارت تا همین جا هم خوب بوده شماره رو بده

-اما...

-نانا:راست میگه مین زبون این جور ادما رو بهتر بلده شماره بده فردا هم بقیه ی پولت توی حسابته

-جیکوب زمزمه کرد: چون از همون غماشه

-نانا:جیکوب مثل اینکه حدو حدوددتو یادت رفته

-خانم...

- باید بهت یاداوری کنم که تو هنوزم زیر دست مین کار میکنی

-بله خانم

نگاهی پر از خشمی به مین کرد شماره رو بهش داد و یه تعظیمی به نانا کرد و رفت بیرون

-مین :لازم نبود خیلی...

-اون کارمندته هیچ وقت نذار کارمندت برات دوربرداره مفهومه؟؟

-بله

-من میرم استراحت کنم

صدای در اونو از توی افکارش بیرون اورد

-بیا تو

-خانم دکتر کیم اومدن ببیننتون

-من که حالم خوبه

-دکتر:اومدم ببینم اوضاتون چه طوره

-من حالم خوبه

-دکتر:البته به نظر خودتون

-نانا:مین کار توئه نه؟؟

- فک نمیکنم برای انجام دادن وظیفم نیازی به دعوت داشته باشم خوب میشه دراز بکشین تا معاینتون کنم

مین همون طور دم در تکیه داده بود و زیر لب اوازی رو زمزمه می کرد دکتر کارش تمام شد

-خوب خوش بختانه حالتون بهتره چند تا ازمایش می نویسم انجام بدید بعد بدید مین جوابارو بیاره دفترم

-باید از مین تشکر کنید

- اگه اون نبود که شما اصلا از خودتون مراقبت نمیکردین

-من میرم مین  یادت نره جوابارو بیاری

-بله دکتر، همراهیتون میکنم

- نانا:ممنون دکتر

-خواهش می کنم

چند دقیقه بعد قرصای نانا رو اورد تا بخوره

-چرا قرصارو نمیدی خدمتکارا بیارن

-چون خودم باید بیام

-چیه میترسی چیزی قاطیش کنن

- چون شما تا زور بالا سرتون نباشه نمیخورید خدمتکارا بیارن میندازید تو سطل اشغال

-از دست تو

-اگه کار ندارین من برم خانم

-برو شب به خیر

-خانم؟؟

-بله

-اگه فردا صبح وقتتون خالیه بریم برای ازمایشتون

-تو که خودت میدونی خالیه دیگه واسه چی می پرسی؟

-ببخشید شب به خیر
____________________________________________________________________________________________
 *نقد كلی*
داستان خوبیه! من خودم شاید بعدا پارتای بعدشو بخونم...ولی مشكلی كه داشتم _ از نگاه یه خواننده نه منتقد_ این یود كه دایالوگا علی رقم روون و صریح بودنشون خیلی زیاد بودن!!! طوری كه شاید نود درصد داستان رو دایلوگ تشكیل میده! دیالوگ خوب و قوی یه نقطه عطف برای نوینسده و د رنتیجه داستانه! ولی زیاده روی در نوشتن دیالوگ _هر چند خوب_ باعث خارج شدن متن از حالت داستان و خسته شدن خواننده میشه! داستان علاوه بر دیالوگ های خوب و قوی، به عناصر دیگه ای مثل فضا سازی،توضیح،توصیف و.... وه داره. كه در این داستان خیلییییییی كم به چشم میخورن...خواننده هیچ دركی از حالات شخصیت داستان در دیالوگای فوق نداره! نمیدونه شخصیت اونارو با عصبانیت گفته؟درحال شوخی كردن بوده؟؟ میشد مثلا نوشت: "نانا با عصبانیت گقت.....مین چشم غره ای به جیكوب رفت و به طعنه گفت...."  و همینوطر خواننده هیچ دهنیتی راجع به مكان و فضایی كه داستان توش اتفاق میافته نداره! توصیف فضا و مكان، راه حل این مشكله!....گاهی وقتا نوشتن جزییات هم میتونه به جذابیت داستان كمك زیادی بكنه! جزییاتی مثه لباس و تیپ و ظاهر كركتر ها،توصیف وضعیت فوق، حالات مختلف افراد در زمان صحبتو....همه ی این نكات باعث میشه خواننده بیشتر با داستان و شخصیت هاش ارتباط برقرار كنه و انقد براش دور از دسترس نباشن!
مورد دیگه، كه به نظرم بهتره رعایت بشه، استفاده از علایم نگارشیه! استفاده از این علایم هر چند به نظز بی اهمیت جلوه كنن ولی نقش زیادی در دریافت بهتر خواننده از داستان دارن!
نكته بعدی،بحث زیبا شناختی داستانه!....نوینسده همونطور كه گفتم قلم خوبی داره ولی چرا از این قلمش در ساختن جمله های زیبا استفاده نمیكنه؟؟؟ بیشتر جملات جمله هایی ابندایی و بسیار ساده بودن! با كمی خلاقیت و استفاده از ارایه ها میشه داستان بهتری رو خلق كرد و بر جذابیت داستان تا میزان زیادی اضافه كرد.
در كل مورادی كه گفتم رو اگه بخوام جمع بندی كنم اول میشه:توصیف حالات شخصیت ها موقع بیان دیالوگ ها، كم تر شدن میزان دیالوگ ها، بیشتر كردن توصیفات و توضیحات  و تمركز بیشتر روی جزییات،استفاده از ارایه هایی مثه تشبیه و...،ساخت جمله های زیبا تر، و رعایت علایم نگارشی^____^ 
به نویسنده خوبش خسته نباشید میگم ^_^ 
پ.ن:دوبار این داتسانو نقد كردم و بالطبع به خوبی دفع اولی كه با صبر و حوصله بیشتر روش كار كردم و پرید:| نشده:|...خیلی چیزایی كه میخواستم بگم یادم رفت! حتما بیاین تو نظرات و نقد خودتونو بگید!
_________________________________________________________